خارج از محدوده!
دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389
دختر خانمی در حال صحبت با پرسنل داروخانه بود و من هم در حین کار مکالمات رد و بدل شده رو گوش میکردم.
.. این قرصهای زیر زبونی رو باید کی میصرف کنن؟
موقع درد سینه دیگه خانم..
یعنی هر وقت قلبش درد گرفت باید استفاده کنه؟
... بله بله..
اگه فشارش پائین بود اشکالی نداره؟
.. نه .. مم.. هروقت درد داشت بذاره...
پس اشکالی نداره؟
در حالی که نشان میداد مشغول نسخه ای هست سرش رو تکون میده که نه چیزی نیست...
خانم رو صدا کردم و پرسش و پاسخی صورت گرفت و از خطر استفاده از یک وازودیلاتور قوی وقتی که افت حجم یا فشار خون رو داریم براش گفتم .
//
ببینید، نکته ای که میخوام بهش توجه بدم اینه که
کسانی که در داروخانه مدتی مشغول کار میشن، بعد از مدتی کم کم با سوالاتی که از داروساز میپرسند و با دقتی که خودشون در کلیت نسخه به خرج میدن، به تدریج اطلاعات کلی راجع به مصرف دارو، کاربردش و مصرف معمولش آشنا میشن.
از طرفی خوب معمولش اینطور هست که در داروخانه بیمار مخاطب خودش رو دکتر خطاب میکنه و باز هم در داروخانه مرسوم نیست کسی بگه نه خانم من دکتر نیستم(البته من چند مورد در داروخانه دیدم که پرسنل ارشد داروخانه خیلی بدون تعارف و سریع اعلام میکرد که من دکتر نیستم)، واقعیت اینه که شنیدن عنوان دکتر خصوصا برای نسخه پیچ داروخانه جالب هست! پس ضرورتی برای رفع لطف بیمار نمیبینه
از طرف دیگه، نکته حساسش اینجاست؛ نسخه پیج یا کسی که با کلیت دارو و مصرفش آشنا شده، قدم های بعدی ارائه اطلاعات مصرف دارو رو نمیتونه ادامه بده، اما ادامه میده!
یعنی بیمار میپرسه فلان چیز برای چیه؟ خوب بلد شده و هر سوالی پاسخی میطلبه و در مواجهه با سوالات ساده هم گفتن اینکه از آقای دکتر یا خانم دکتر بپرسید کار سختیه.
چون ؛
1- بیمار منتظر پاسخ است و پیش فرضش این هست که جواب را میدانید و بلافاصله پاسخ سوال خود رو دریافت میکنه یعنی تحت فشار بودن از نظر ارائه سریع پاسخ
2- سوالی که به نظر جوابش ساده هست و من جوابش رو بدونم، خوب چیزی رو که بلدم میگم، بلاخره چیزی که یاد گرفتم جایی به کار میاد، اینجا زمینه ای فراهم شده که چیزی که یاد گرفتم رو رو کنم!
3- فرستادن بیمار برای هر سوال به ظاهر ساده ای به دکتر داروساز، ممکنه مزاحمت تلقی بشه برای دکتر! "مخصوصا اگه شما بعنوان داروساز قبلش این پیش آگهی رو نداده باشین که مریض رو برای راهنمایی به شما ارجاع بدن"
4- ندونستن اینکه چیزی که ممکنه در ظاهر ساده به نظر بیاد ممکنه در واقع مولتی فاکتور باشه و باید فاکتور های دیگه رو هم برای پاسخ دادن بهش سنجید. (نمیشه هم انتظار داشت نسخه پیچ داروخانه در این زمینه حتی با تجربه و کار طولانی اطلاعات مناسبی بدست بیاره)
پله اول رو که این چیه و برای چیه رو خیلی ها میتونن رد کنن، اما وقتی مکالمه طولانی تر میشه، خطر هم بیشتر میشه؛
آیا پرسنل درست آموزش دیده که بدونه موارد بعد از پله اول رو حتما باید ارجاع بده؟
آیا پرسنل اونقدر درباره اهمیت ارجاع پاسخگویی توجیه شده که حاضر بشه لذت اقناع بیمار و احساس خوشایند مقبولیتش رو به قیمت رد کردن برچسب دکتر و .. کنار بذاره و نقطه قطع مکالمه و ارجاع برای مشاوره رو قبل از اینکه کار پیچیده تر بشه به سرعت مشخص کنه؟
خوب اینا همه کمک میکنه یک مشاوره غلط ارائه بشه،
حالا از دید بیمار هم ببینیم جریان چطور به نظر میرسه؛
اولا داروخانه رو مکانی میبینه که میتونه راحت و مستقیم سوالاتی که براش در مورد دارو و بیماریش و نگرانی هاش در میون بذاره
بعد متاسفانه تضمینی برای اینکه اطلاعاتی که میگیره درسته یا نه وجود نداره، هم از این نظر که منبع درستی رو برای دریافت اطلاعات انتخاب کرده و هم از این نظر که داروساز هم با توجه به اطلاعاتی که از بیمار دریافت میکنه مشاوره درستی بده، هم مکان داروخانه رو درنظر بگیرین (که اصلا آرامش لازم برای وقت گذاشتن و خصوصی بودن مکالمه که در خیلی موارد لازمه طولانی شدن مکالمات میان بیمار و داروساز هست نداره)، از طرفی در نبود مسئولیت قانونی یا شاید نفع مستقیم در سیستمی که تمام اختیارات و مسئولیتها بعهده پزشک هست، داروساز دلیلی نمی بینه حتی در مواردی که وقوف کامل داره مسئولیت توصیه مستقل بکن-نکن رو در مورد شرایط بیمار بعهده بگیره.
آموزش به پرسنل کار خیلی درستیه، آموزش پله اول کاربرد دارو، موارد احتیاط و ...
تمام اینها باعث کاهش اشتباه در نسخه پیجی
خوشایند شدن کار نسخه پیچی
ارائه توصیه های بی ضرر به بیمار تحت نظارت داروساز
و بالا رفتن استاندارد کار در داروخانه و رضایت بیشتر بیماران خواهد شد.
اما باید توجه داشت همیشه باید محدوده مجاز مکالمه علمی با بیمار رعایت بشه.
در انتها، میخوام توجه تون رو در مورد این مساله به بررسی تفاوت حیطه نفوذ من بعنوان داروساز مسئول فنی داروخانه وقتی :
1- وقتی مالکیت و مسئولیت فنی داروخانه متعلق به من بود
2- زمانی که موسس داروخانه داروساز دیگری بود و من مسئول فنی داروخانه در آن شیفت بودم
3- وقتی موسس داروخانه یک غیر داروساز بود، یا مدیر غیر داروساز داروخانه را از داروساز موسس اجاره کرده بود
و حتی اگر من قائم مقام و نه مسئول فنی بودم
و اینکه تفاوت نفوذ و در نتیجه قدرت مانور اجرایی من چه تاثیری بر عملکرد کلی داروخانه، سلامت بیمار و ارائه خدمات درست در داروخانه در مقایسه با هر کدام از گزینه های مطرح شده میتوانست داشته باشد؟
در دسته : تجربیات کاری و خاطرات داروخانه
ابزاری نوین در خدمت داستانی کهن!
دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389
پرسید مثلا اگه اینو تا نصفه پر کنم و اینجوری برگردونم (سر سرنگو پائین گرفت) نمیریزه؟
گفتیم که نه نمیریزه، مگه پیستونشو فشار بدی، خوشحال شد!
گفت حالا اگه بخوایم این سرش طولانی تر بشه چیزی هست که بشه سرش وصل کرد،
اسکالپ رو پیشنهاد دادیم و برای برای اینکه مطمئن بشه وصل کردیم گفت که سوزن سر اسکالپ رو هم لازم نداره که براش قیچی کردیم!
کم کم خودمونی شد و اصل جریان رو صادقانه! تعریف کرد، که نه اینکه خدای نکرده مشکلی چیزی داشته باشه!
یکی از دوستانش!(مثل قصیه سیلدینافیل که همه برای یکی دیگه میخوان و نمیدونن چیه) برای اینکه خیالش راحت تر! بشه میخواد وقتی برای آزمایش اعتیاد بره، از این متد استفاده کنه ...
در همن رابطه :
Experts Give Tips on How to Collect Urine to Screen for Drugs
در دسته : تجربیات کاری و خاطرات داروخانه
اشتباه در داروخانه (تحویل اشتباه دارو)
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389
- امروز خانم مسنی به داروخانه اومدن و از من خواستن که از
روی نسخه بیمار دفترچه خدمات درمانی داروی تک قلمی که در نسخه نوشته شده
بود رو براشون بخونم.. خوب خیلی واضح نبود یه نگاهی به مهر پزشکش انداختم
فوق گوارش، چی 500 ... سولفاسالازین... نه مزالازین میخوره تعدادشم که 200
تاست. گفتم مشکل گوارشیشون چی بوده؟ مزالازین مصرف میکردن؟ گفتم خودم هستم
و التهاب روده دارم. گفتم پس باید همون مزالازین باشه. گفتن به من به جای
مزالازین داروخانه .. آموکسی داده، دوباره نگاه کردم واقعا بد نوشته بود
یعنی حروف اول که Mes باید باشه M شبیه A شده بود و Z هم که شبیه Y نوشته
شده بود. فرم هم Tab بود که اگه چند سال قبل بود میگفتیم قرص آموکسی نیست
اما چند سالی میشه که فرم قرص آموکسی هم موجوده. بیمار گفت که 200 تا نسخه
قبلی رو آموکسی مصرف کرده و الان اومده مطمئن بشه که واقعا نمیشد مزالازین
رو خوند و بعد شکایت کنه.
یه لحظه مکث کردم گفتم، خدایش
نمیخوام از همکارم دفاع کنم اما میخوام بدونین که چه چیزهایی ممکنه باعث
این اشتباه بشه، بلاخره هر کس ممکنه اشتباه بکنه یه بار داروخانه شلوغه
... که گفت اتفاقا داروخانه خیلی هم خلوت بود. گفتم والا واقعا بد هم
نوشته شده، ما توی نسخه مهمترین و اولین چیزی که نگاه میکنیم 3 حرف اول
دارو هست، شما هم میبینین که درست نوشته نشده،
بعد اتفاقا چند نسخه قبل نسخه پزشک متخصص داخلی رد کرده بودم که 60 تا آموکسی و بیسموت و مترونیدازول و .. برای هلیکو نوشته بود
گفتم
مثلا ببینید تعداد بالا حالا نه 200 تا هم برای آموکسی ممکنه نسخه بشه،
بعد هم مهر فوق تخصص بوده، که اطراف داروخانه هم مطبشون نبوده، وقتی ما
میبینیم نسخه رو فوق نوشته خیلی پاپیج نسخه نمیشیم که درست نوشته شده یا نه
گفت
اتفاقا دیدم روی نسخه مکث کردن اما بازم من دارو رو گرفتم و همه رو مصرف
کردم این دفعه که پیش دکتر رفتم گفتم دکتر لازم بود که من اونهمه آموکسی
مصرف کنم که خندیدن و گفتن که من که برات آموکسی ننوشتم..
گفتم
خدا رو شکر آموکسی داروی خطرناک و سمی نیست، درسته از درمان درستتنون دور
شدین اما میتونست خیلی بدتر باشه اگه داروی دیگه ای داده میشد من خودم
خیلی اوقات 4 تا آموکسی با هم میخورم!(واقعیت رو گفتم!)
گفتم
والا صلاح رو خودتون میدونین، اما نه اینکه الان بخوام در دفاع از همکارم
صحبت کنم، قبلا اتفاق نظر این بود که داروساز آخرین چک کننده مصرف درست
دارو هست، اما الان این نظر هست که خود بیمار آخرین چک کننده هست، این
انتظار هم هست که بیمار از داروساز در مورد داروهاش و مشکلش راهنمایی
بخواد و ارتباط کلامی بیشتری برقرار بشه، خوندن بروشور دارو و دونستن
اطلاعات کلی راجع به بیماری حتما راه بهتری هست که احتمال یه همچین اشتباهاتی رو کمتر میکنه.
تشکر کردن و
رفتن، نمیدونم قانع شدن یا تونستم ذهنیتشون رو نسبت به مواردی که باعث شد
چنین اشتباهی رخ بده "که قطعا تاسف آور هست" روشنتر کنم یا نه؟
اینجور
مواقع یکی از مهمترین پیش زمینه های ذهنی در بیمار سابقه برخورد داروخانه
و داروساز با بیمار هست، حس نیتی که وجود داره رو باید نشون داد، نه به
قصد منت؛ تو نیکی میکن و در دجله انداز...
- مرور شرایطی که باعث اشتباه در تحویل دارو شد :
1- آشنا نبودن به خط پزشک (پزشک غیر محلی)
2- در دسترس نبودن امکان تماس با پزشک (نبود شماره تماس در سربرگ)
3- تک قلمی بودن دارو (کمک گرفتن از اقلام دیگر برای فهمیدن الگوی نوشتاری پزشک)
4- واضح نبودن حروف نام دارو (علی الخصوص سه حرف اول)
5- مشترک بودن فرم دوز و دستور دو دارو و شباهت الگوی نوشتاری
6- نوع تخصص پزشک (فوق تخصص - که مانعی برای پیگیری چون و چرا شد)
7- کافی نبودن ارتباط کلامی با بیمار در ارتباط با دارو و بیماری (فرهنگ ارتباط داروساز - بیمار)
8- آشنا نبودن بیمار با داروی تجویز شده ( فرهنگ ارتباط پزشک - بیمار)
9- نبود فرهنگی که در آن داروساز محق است از پذیرش نسخ ناخوانا و دستور نا واضح امتناع نماید.
متاسفانه برخلاف دید ما داروسازان که زمینه ها و پیچیدگیهای منجر به بروز چنین اشتباهی را میدانیم، از دید بیمار این صرفا اشتباهی ساده است که مقصر اول و آخرش داروساز است.
در دسته : تجربیات کاری و خاطرات داروخانه



